تبليغاتX
مانا مهر

:: عیدی هیئت وزیران به ملت همیشه در صحنه!

 

به نام حضرت دوست

گرچه اقدامات حضرات هماره بسی شگفت انگیز است، اما این لغو

تغییر ساعت رسمی از سوی هیئت وزیران دیگر نور علی نور

است!جناب غلامحسین الهام فرموده اند: "  مبنای مصوبه قبلی تغییر

ساعت رسمی کشور، صرفه جویی در مصرف برق بوده است و از

طرفی بررسی های دقیق و کارشناسانه ای که تایید کننده این

صرفه جویی باشد و مشخص کند که آیا تفاوتی در مصرف برق در 6

ماهه اول سال با تغییر ساعت ایجاد می شود یا خیر وجود ندارد و

از طرف دیگر تغییر ساعت رسمی کشور باعث سردرگمی در

بخش های زیادی از جامعه می شود ". بدین ترتیب بود که اعضای

محترم، پس از بحث و بررسی و ارایه گزارشهای کمیسیون های

تخصصی! مصوبه تغییر ساعت رسمی کشور را لغو فرمودند! به

همین سادگی با حداقل ادله و حداکثر تن ندادن به توضیحات

قانع کننده و بدون اینکه این و آن صاحب نظر را از این اقدام آگاه

نمایند چنین نمودند! یکی نیست بگوید برادران گرامی! بر فرض

که هیچ صرفه جویی در مصرف برق صورت نگرفته باشد حالا اگر

بیایید و این مصوبه کذا را لغو کنید و ساعتهای مردمان بدون تغییر

باقی بماند اندر احوالات صرفه جویی اتفاق دیگری رخ خواهد داد؟!

و یا این سردرگمی های مردم که متذکر شدید و ظاهرا از اول فروردین

ماه آغاز می شود تا خود ۳۱ شهریورماه ادامه خواهد داشت؟! گمان

نکنم گرفتاری های مردم چنان شده باشد که میزان آشفتگی شان

از بابت چنین اقدامی( اگر هم وجود داشته باشد )، بیش از چند روز

اول نوروز را شامل شود؟! ضمنا این ها که برشمرید به زعم شما،

همه از معایب چنین مصوبه ای است عجالتا اگر محاسنش را هم

متذکر شوید بد نیست! شاید هم استفاده بهینه مردم از ساعات

بیشتری از روز جزو مضرات این مصوبه می باشد و ما نمی دانیم!

شاید هم......

پ.ن: اقدام مبارک! از نگاه حامد قدوسی....

 


یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384 در ساعت 20:21 | مرضیه |

::

 

به نام خداوندگار مهر

چهارشنبه به واسطه لطف دوستی موفق به دیدن تئاتری شدم در تالار

نو مجموعه تئاتر شهر با نام "محال هم ممکن است ". تئاتری که ظاهرا

از برگزیده های همایش آئین های عاشوری بود و پیرامون ماجرای

ازدواج یک مسلمان با دختری نصرانی.گر چه بازیها با وجود ناشناخته

بودن بازیگران آن نسبتا روان بود و سایر عوامل هم از جمله چینش

صحنه و موسیقی به کار گرفته شده در اثر به شیوه مناسبی تدارک

دیده شده بود اما به گمان من به دلیل اینکه نمایشنامه از سوژه ای

تقریبا تکراری بهره می جست نتوانسته بود در پردازش نهایی، تئاتر

مذکور را به اثری عمیق بدل کند.

پ.ن ۱: آدم وقتی به دلیل هزار و یک درگیری ذهنی این روزهای انتهایی

سال گمان کند که پنجشنبه ، ۲۴ اسفند است باید هم از تهیه

سالنامه شرق جا بماند!

پ.ن ۲: سالنامه کذا از طریق دوستی مهربان دریافت شد.

 

 


جمعه بیست و ششم اسفند 1384 در ساعت 12:15 | مرضیه |

:: وقتی دیپلماسی های آنچنانی! گفتمان را شهید می کند!

 

به نام مهربانترین

تقریبا همگان! می دانند که مناسبات امروز جهان تا حدود بسیاری بر

آیین گفتگو استوار است.خواه این طریق را بهین بدانیم جهت به ثمر

رسیدن اهدافممان یا ندانیم؟! باید دانست که این شیوه ای روزها نه

تنها در عرصه سیاست که در عرصه های دیگر هم تسری یافته.طریقی

که گاها ممکن است با وجود اینکه علاقه ای هم به تن دادن به بعضی

از قواعد بازی در آن نداشته باشیم اما از سر جبر زمانه! هم که شده

باز به نوعی با آن درگیر خواهیم بود.تجربه سالیان بسیار آدمی نشان

داده که امروزه دیگر با شیوه های آنچنانی دوران دیرین نمی توان به

سرمنزل مقصود! رهنمون شد.و به هر روی امورات جهان امروز تابع

پذیرفتن اصول این روند است.حال در این میانه و در شرایطی که این

مرز پر گوهر دوران ویژه و پیچیده ای را سپری می کند نه تنها روزبه روز

حلقه روابط دموکراتیک این سامان گسترش نمی یابد که به لطف

استراتژی خاص عالیجنابان! تنگ تر نیز می شود! و بسی باعث

شگفتی است که این اقدامات در منظر ایشان گویا روزبه روز مبارکتر از

قبل جلوه می کند. گواه این ادعا آنجاست که رئیس جمهور عدالت

گستر!روز سه شنبه در جمع مردمان استان گلستان با لحن مخصوص

به خود می گوید:" آن ها می گویند اگر ایران دست از فعالیتهای

هسته ای خود برندارد ما ( غرب )،  احمدی نژاد را در میان خود

نمی پذیریم و از حضور او جلوگیری به عمل خواهیم آورد .من هم از

همین جا اعلام می کنم که ما هم اصلا از قیافه های شما خوشمان

نمی آید چه رسد به...." . نمی توان انکار کرد که طرف گفتگو در

تمامی عرصه ها هماره در جستجوی مقاصد نیک است اما اگر بپذیریم

که امروزه همان مقاصدی که ریشه های صحیحی هم ندارد ناچارا

باید به شیوه همان آیین کذا بیان شود تا با بالا و پایین کردنهای

بسیار هم که شده سرانجام دو طرف تا حدودی رضایتمندی شان

حاصل شود و بتوانند به مطلوب خویش نائل آیند می توان به اهمیت

چنین اقدامی پی برد.حال اگر چونان رجزخوانانی که به هیچ می نازند

و مداوم حریف می طلبند در حالی که در بطن خود می دانند ناتوانند

از مقابله با حریف و در حیطه کلام هم که شده قائلند به همان برتری

جستن ها، بخواهیم به این روند ادامه دهیم خود با دست خویش خط

بطلانی می کشیم بر تمام زمینه های مسالمت جویانه مذاکرات و

حتی اگر طرف مقابل هم فقط در خیال سودای مقابله داشته باشد

مجابش می کنیم به سرعت بخشیدن به چنین تصمیماتی!

 


چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384 در ساعت 1:14 | مرضیه |

:: وقتی جلسات هیئت دولت جهانی شود!

 

به نام حضرت دوست

با توجه به سرعتی که آقای رئیس جمهور! در برگزار کردن جلسات

هیئت دولت در استانها دارند، به ندرت می شود ایشان و همراهانشان

را در پایتخت یافت نمود! احتمالا پس از اتمام سفرهای استانی در

داخل، جهت سامان دادن به وضعیت ایرانیان مقیم خارج از کشور و ...،

جلسات مذکور در آن سوی مرزهای ایران برگزار خواهد شد و صد البته

طبیعی است که رسیدگی به امورات هموطنان مقیم  کشورهای

سوریه و کوبا و ونزوئلا در اولویت خواهند بود! شگفتا که چه طوفانی به

پا می کند این طرح ها و مصوبات آنچنانی جناب رئیس جمهور در حیطه

 گفتار و نوشتار!

 


پنجشنبه هجدهم اسفند 1384 در ساعت 19:59 | مرضیه |

:: دومین نشست وبلاگ نویسان در پایتخت!

 

به نام حضرت دوست

بعد از حدود ۳ ماه از اولین دیدار دومین نشست وبلاگ نویسان در

آستانه بهار برگزار شد!بانی این جلسه چون جلسه گذشته کاندیدای

دوره نهم انتخابات ریاست جمهوری جناب دکتر معین بود.

اینبار نشست فوق در شرایطی برگزار شد که دوستان جدیدی به این

جمع اضافه شده بودند و تعدادی از دوستانی که در جلسه قبل حضور

داشتند کم شده بودند!از وبلاگ نویسان سیاست پیشهدکتر شیرزاد

و دکتر یدالله اسلامی حضور داشتند.دکتر خانیکی نیز همچون اولین

نشست جمع را همراهی کردند.

نشست دوم به ریاست  آرش غفوری برگزار شد که مسئولیت آن را 

در جلسه گذشته  جناب سیدآبادی عهده دار بود!در جلسه برگزار شده

دوستان محترمی هم از آن سوی تهران آمده ودر جمع حضور داشتند که

 مسعود برجیان و دلارام که از بابت برگزاری این نشست در اواسط

هفته هم کمی تا قسمتی ناراضی بود از آن جمله اند! مسائل مطرح

شده در این نشست پیرامون افاضات وزیر ارشاد در باب ضابطه مند

کردن حوزه فعالیت وبسایتها و وبلاگ ها بود و طرح اینترنت ملی و حق

مسلم هر ایرانی که این روزها داعیه داران بسیاری یافته! نظرات

گوناگونی در باب موضوعات مذکور از جانب اهالی وبلاگستان مطرح

شد که هر کدام نیاز به شرح و بسط مفصلی دارد! حقیقتا نگرانی

اصلی وبلاگنویسان گرامی به حوزه ای که به صورت اختصاصی با آن

در ارتباط خواهند بود یعنی امورات فیلترنگی و قانومند کردن های

آنچنانی! و حوزه ای که به صورت عام تری چونان دیگر مردمان با آن

مواجه هستند که شامل مسائل هسته ای و روندی که در ادامه با آن

درگیر هستیم انکار ناکردنی بود!با وجود اینکه سیر مسائل مطرح شده

در این نشست نسبت به جلسه قبل یک گام به پیش نهاده بود اما

به گمان من به شیوه ای مطلوبی هدایت نشد! از جمله موارد

مربوط به این نشست این بود که متاسفانه علیرغم حضور دوستانی

که به نوعی خود درگیر با حوزه فرهنگ و اجتماع هستند اما مکالمات

دوگانه و بعضا چندگانه تا انتهای جلسه همچنان به گوش می رسید!

آوای خوش! موبایل ها هم گاها موجب اختلال جلسه می شد که

بسی باعث شگفتی بود چون واضح و مبرهن بود که برای که به صدا

در می آیند اما برای چه و چرا درست در آن هنگامه را خدا می داند! 

به هر روی نفس تداوم چنین نشستی هایی گر چه به جای خود به

شیوه ای بهین هم برگزار نشود ستودنی است چه آنکه این روزها

دست یافتن به اجتماعاتی که تا حدودی دغدغه هایی مشترک دارند

کیمیا است.در کنار هم بودن، دیدن، شنیدن، آموختن،تجربه کردن

خود ثمره مبارک چنین جمع هایی است. برگزاری چنین نشستهایی

یادمان می آورد که چقدر شرایط زمانه پیچیده است و هزارتو دارد و

دامنه تردیدها، امیدها و آروزها، رسیدن ها و نرسیدن ها چه میزان

 گسترده است ، چقدر راه نرفته داریم و هنوز چقدر خودمان نیازمند

اصلاحاتیم!

 


سه شنبه شانزدهم اسفند 1384 در ساعت 1:27 | مرضیه |

:: رسید مژده که آمد بهار و ...

 

به نام خداوندگار مهر و نور

اسفند که می شود سلول های وجودت مثل دانه های اسفند بیقرار

آمدن بهار می شوند.عطر فروردین است که می پیچد در کالبد زمانه

و بنفشه ها که داخل جعبه های چوبی خودنمایی می کنند ،

می فهمی آرام آرام بهار دارد از راه می رسد.بهاری که سرشار است

از سبزاسبزی طبیعت و صدای پای آب و آواز گنجشکها و معراج

شکوفه ها.و قدومش متبرک است به آئین مستی! به شور ، به

جوشش جهان جان.گاه آمدنش که انگار آیینه ای می شود هستی

برای انعکاس رویشی دیگر.سویدای دل توامان احساسهای گونه گون

می شود. هم لبریز هستی از شادی هم چیزی به رنگ غم چنگ

می زند روی باورت ، هم امید می رقصد روی نگاهت هم هراسی

پنهان می خزد درونت! وجودت آمیزه ای می شود از نیایش و ستایش.

بهار هنگامه زایش است .هنگامه ای که زمین نفس می کشد و

زمان زنگار می زداید از خویش.وقت مبارک دگردیسی های نهانی

است.آیش روحانی روح! گویی که هست ِ هستت خود بهارنامه ای

می شود یگانه، آن قدرها که مدام می خواهی بچرخی ،ببینی ،

بخندی، بگویی که: ای برگ قدرت یافتی تا شاخ را بشکافتی ،

چون رستی از زندان بگو تا من در اینجا آن کنم!.........

 


دوشنبه پانزدهم اسفند 1384 در ساعت 1:25 | مرضیه |

:: از زاویه ای دیگر!

 

به نام مهربانترین

دوستی توامان طعنه و نصیحت!می گفت با گذشت زمان و مشاهده

عملکردهای نه چندان مطلوب رقبای دیگر و این و آن مدعی!بیش از

پیش برایم مسجل می شود که آنکه به نوعی در این میانه ، با وجود

پیچیدگی همه اوضاع و احوال مبارک پیش روی ! همچنان برنده است

چه پذیرا باشیم و چه نباشیم شخص شخیص پرزیدنت است! گر چه

هزارباره بگوییم با شرایط و شیوه های نوین آنچنانی! و چه و چه به

این جایگاه نائل شده ! اما من حیث مجموع نمی توان انکار کرد که در

اندازه های خود و در حد بینش خود به رشد یافتگی های خاص خود!

که جویای آن بوده دست یافته! و ما همچنان...

راست می گوید؟!...............

 

 


دوشنبه هشتم اسفند 1384 در ساعت 0:59 | مرضیه |

::

 

به نام آنکه پر نقش زد این دایره مینایی

اقدام به تخریب حرم امام هادی (ع ) و امام حسن عسگری (ع) از

جانب هر فرد و گروهی که صورت گرفته باشد مذموم است.مطمئنا

تخریب مکانی که سبب رنجش دوستداران آن شد نه از باب بنا و

خشت و گنبد آن که به سبب ارادت و احترام معنوی ایست که به آن

آستان دارند.امری صورت پذیرفته، که به تحرکات بسیاری منجر شده

و ظاهرا هم ادامه دار خواهد بود.در اینکه باید به شیوه ای مناسبی

با این مسئله برخورد کرد و نسبت به انجام آن اعتراض نمود شکی

نیست.اما در همین ساعات گذشته بارها این سوال در ذهنم چرخ

خورده که چگونه حضراتی که از این رویداد چنین برآشفته اند ( و تا

آنجا که به اعمال افراطی هم منجر نشود کاملا طبیعی است ) خود

به طور مستقیم و یا غیر مستقیم واکنشی نسبت به تخریب

حسینیه اختصاص یافته به صوفیان که در قم تخریب شد ندادند

و یا شاید هم از این اقدام به نوعی دفاع کردند! قصد مقایسه اهمیت

این دو مکان را به هیچ وجه ندارم اما به گمان من در ذات این دو اقدام

هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند چه آنکه مکان و محل حضور صوفیان و یا

هر فرقه و گرایش دیگری ممکن است هم اندازه برای آنها محترم باشد

 که حرم مبارک حضرت هادی برای ما.برچیدن مکانی در قم که به زعم

بعضی ها! مکانی بوده که سبب گسترش انحرافات و بدعتهای نوینی

می شده وقتی به سادگی صورت می پذیرد دیگر نمی توان از دیگران

و دیگران انتظار این را نداشت که به حریم ما خدشه ای وارد نکنند!

حقیقتا این دوگانگی رفتاری که این روزها شاهدیم را نمی توان به

راحتی توجیه کرد.اگر این جماعت!عاملان این جریانات را کینه جو و

خشنوت طلب و...می دانند که تقریبا دیگران اهل تامل هم این موضوع

را تصدیق می کنند، پس ایشان با پیروی از کدام اسلام! اقدامی

شبیه به تخریب حرم ائمه اما با اشل هایی کوچکتر را مباح می دانند؟!

آن وقت چگونه و از چه روی در این شهرآشوب می توان داعیه دار

دفاع از آیین مهر محمد(ص) شد؟!

 


پنجشنبه چهارم اسفند 1384 در ساعت 23:23 | مرضیه |